ناصر خسرو

36

جامع الحكمتين ( فارسى )

كه گويد آفتاب روشن است همچنان شنود ( كه ) آن مرد شنوده باشد ، اقرار كرده باشد كه اين مرد بدين دانش و ديدار و شنودن مانند خداى است ؛ و ظاهرى « 1 » مر اين تشبيه را - كه برو لازم كرديم - هيچ دفعى و حجّتى ندارد ، مگر آنك گويد خداى ما را بيند و ما او را نبينيم « 2 » . ( 30 ) نيز گويند : خاص‌تر نامى مر خداى را تعالى وحده ، اللّه است . ( معنى ) آن باشد بلغت عرب كه ديگران را بيند و ايشان او را نبينند . و اين بيت را در تفسير آورده‌اند : لاه ربّى « 3 » عن الخلائق طرّا * و هو اللّه لا يرى و يرى هو . جواب ما مر او را آنست كه گوييم اين فضيلتى نيست كه اهل تقليد مرين را بخداى تعالى بازبستند ، بل اين تشبيهى است هرچ ناستوده « 4 » ، از بهر آنك خداى تعالى همىگويد : ابليس و اتباع او شما را ببينند « 5 » و شما مر ايشان را نبينيد بدين آيت : قوله « إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ » « 6 » « 7 » و هر كه اندر علم توحيد برأى تاريك « 8 » خويش سخن گويد و شرح « 9 » شرع كند - چنانك آن گروه همىكنند - سخنى كه اندر توحيد بگويد و مر آن را ستايش پندارد نكوهش باشد « 10 » ، چنين كه ظاهر كرديم . و هر كه بجهل خويش بجاى « 11 » ستايش

--> ( 1 ) ظاهرى : + كه A ( 2 ) نه بينيم : نه نبينم A ( 3 ) لاه ربى : لا ابى A و هو اللّه . . . هو A « قيل وصف به ( اى باللّه ) تعالى لانه لا تدركه الابصار و معنى لاه ، اى احتجب عنا . قال الشاعر : لاه ربى عن الخلائق طرّا خالق الخلق لا يرى و يرانا . » ( تفسير التبيان تأليف محمد ابن الحسن الطوسى چاپ سنگى تهران سال 1362 - 1364 ج 1 ص 11 ) ( بهدايت استاد فروزانفر ) ( 4 ) ناستوده : ناسوده A ( 5 ) ببينند : ببيند A ( 6 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 26 ( 7 ) ترونهم : يرونهم A ( 8 ) تاريك : تاريكى A ( 9 ) شرح ( ؟ ) : شروع A ( 10 ) باشد ؟ : ديد A ( 11 ) بجاى : بكامى A